مگه میشه مادرتو دوست داشته باشی

عضو کانال مادر نشی

اگه عاشق مادرتی بیا کانال مادر

سلام،ممنون ازکانال خوبتون دختری۲۱ساله ام راهنمایی بودم باپسری به مدت سه سال درحدتلفنی دوست شدم ک بخاطر اختلاف فرهنگی…باایشون کات کردم تا اینک ی سال پیش با یه پسردیگه ای اشنا شدم و ایشون الان به خواستگاری من اومدن مشکلی ک من دارم اینه این آقا روز اول از من خواستن هرچی ک توگذشتم بوده بدون اینک براش اهمیتی داشته باشه تعریف کنم ولی بخاطر اینک به من بدبین نشن گفتم درگذشته باکسی رابطه نداشتم تااینک دوست پسرسابقم منوپیش خواستگارم رسواکردبعدکلی بحثودعوا که چرادروغ گفتی منوبخشیدن الانم ایشون بمن خیلی محبت میکنن و دوسم دارن ولی بعضی وقتا ک ی ذره حرفمون میشه خیلی بهم میریزه و بی احترامی میکنه ی جورایی نقطه ضعف ازم گرفته و بخودش جرات میده هرچی خواس بگه و ب گذشتم ربطش میده و بعددعواک اروم شدعذرخواهی میکنه وقسم میخوره دیگ حرف گذشته منو نزنه.تا اخرین دعوامون ک من خواستم براهمیشه ترکش کنم که شروع ب التماس کرد ک من چون هنوز ازدستت ناراحت بودم ودلم باهات صاف نبوداذیتت میکردم قسم وایه ک دیگ حرفشم نمیزنم والان کامل بخشیدمت ودلم باهات صافه و الان میخواد ازدواج کنیم ومن ازاین ازدواج میترسم بنظرتون من چکارکنم.درضمن بگم این اقا خودشون گذشته کاملا پاکی دارن اجرتون باخدا

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار